نمی دونم چرا دلم رو شکستی ... نمی دونم چرا من از اون کمتر بودم... ولی امیدوارم اون کسی که تو انتخابش کردی و به خاطر اون از من که حاضر بودم جون خودم و تمام عالم رو فدات کنم گذشتی...
امیدوارم ارزشش رو داشته باشه...
این فصل لعنتی همون فصلیه که درخت آرزو هام خشکید و من یخ زدم...تو تنهام گذاشتی با وجود اینکه من تمام تلاشم رو کرده بودم که هرچیزی رو که بخوای در اختیارت بزارم و با تمام وجود عاشقت باشم.
من دوستت دارم... دوست داشتنی که تا نداره... امیدوارم هر کجا که هستی خوشبخت باشی
+ نوشته شده توسط شميم در پنجشنبه ششم دی 1386 و ساعت
13:53 |
